کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
تجربیات جوانان ما در جهانی کردن موسیقی ایران
ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ : توسط : علی جلالی نجف آبادی

تجربیات جوانان ما در جهانی کردن موسیقی ایران

علی جلالی نجف آبادی

موسیقی از نقطه نظر تأثیرگذاری به طور کلی به دو حوزه ی منطقه ای و جهانی تقسیم می شود. به طور حتم آنچه که موجب ظهور قدرت فراگیر در سطح جهانی گردید، شخصیتی بنام آهنگساز بود که با قدم به این عرصه‌ موجب تنوع، پیشرفت و جهانی شدن موسیقی گردید. در واقع سه عنصر آواز، ساز و آهنگساز(در پی ظهور نت) در پدید آمدن اثر فراگیر و جهانی تأثیرگذار بوده و عدم وجود عنصر سوم به خودی خود، کار را به یک بدیهه نوازی تبدیل کرده و از این قاعده دور می‌نماید. در واقع تفاوت دو حوزه ی موسیقی بومی و جهانی نیز در همین سه عنصر است. و این تفاوت بطور حتم در میدان اثر گزاری آنها نمود شاخصی خواهد داشت. در کشور ما هم این حوزه‌ی اثر گزاری در موسیقی مورد توجه قرار گرفته و حتی در میان جوانان نیز شاهد ظهور پدیده‌هایی موفق و موثر هستیم که به آینده‌ی کار آنها می توان امیدوار بود. با توجه به این موضوع که آهنگساز جایگاهی ویژه در دنیای موسیقی دارد، توجه به نسل جوان کشورمان می تواند راه‌گشای تحولات بسیاری در پیشرفت و جهانی شدن هنر این مرز و بوم باشد.

یکی از این هنرمندان آهنگساز و جوان کشورمان، مهرزاد خواجه امیری است که با کار ارزشمند و زیبای خود توانست نظرها را جلب کند. وی متولد 29 شهریور 1366 در تهران می باشد که در خانواده ای علاقه مند به هنر به دنیا آمد  ,او از سن 10 سالگی فعالیت موسیقی اش را با تشویق خانواده شروع کرد و با حمایت آنها به فعالیت های هنری اش ادامه داد. از نمونه کارهای اجرایی او در زمینه موسیقی می توآن به "لیمو ترش" برای فیلم جوان, فیلم سینمایی "بازی" برای شبکه سه , "خلیج فارس" برای صدا و سیما , "رویای زمستان و بهار" برای تلویزیون نام برد. از این رو تصمیم گرفتیم در مصاحبه ای با این آهنگساز جوان ایرانی، با فعالیت ها و تلاش های او بیشتر آشنا شویم.



·        چطور شد که به موسیقی علاقه مند شدی؟

 یادم می آید که برای اولین بار با دیدن و شنیدن کارهای "یانی" "کیتارو" و " ونجلیز" و کارهای این چنینی به موسیقی و حوزه‌ی " موزیک جهانی( World Music ("علاقه­مند شدم. آموزش را از ابتدا با استاد مازیار دلاورخان شروع کردم و به مدت 4 سال خدمت ایشان ساز پیانو را آموزش دیدم. بعد از آن با استادان شفقی نژاد، روشن­روان و عابدی­پور که استاد پیانو بودند تمرین کردم. البته با استاد شفقی نژاد که مشاور من در زمینه امر آهنگسازی و استاد روشن روان مدرس هارمونی کار می­کردم.

·        در مورد انگیزه‌ای ساخت آخرین اجرایت بگو؟

در سن 12 سالگی در واقع 2 سال از سن شروع فعالیت موسیقی­ام می‌گذشت و من وارد کانون پررورش فکری کودک و نوجوان شدم در آن­جا گروه­های موسیقی بودند که بچه­هایی بر  اساس  توانایی­هایشان و بر حسب سازی که می­زدند در کنار هم جمع شده و گروه ارکس موسیقی تشکیل می دادند. من توانستم در سن 14 سالگی سرفصل یکی از این گروه­ها بشوم بعد از یک مدت که گذشت با بچه­های کانون توانستم گروه موفقی را برپا کنیم هم­چنین با بچه­های مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما در آن گروه کارهای مختلفی را به عنوان پروژه درسی می­گرفتیم و می­ساختیم. همینطور در جشنواره­های مختلف شرکت می­کردیم و در سن 16 سالگی در یکی از این جشنواره­ها مقام اول را کسب کردم.  بعد از آن کنکور دادم و می­رفتم به همین دلیل باید به سازمان دانش­آموزی(کاخ جوانان سابق) شهر تهران می رفتم و درس می خواندم. یک روز به طور اتفاقی که در کتابخانه داشتم درس می­خواندم وارد سالن آمفی تئاتر شدم و دیدم که یک پیانو در آن­جااست. بچه­ها در حال تمرین نمایش بودند و در واقع ظروف غذایشان را روی پیانو گذاشته بودند. من هم که به موسیقی علاقه مند بودم، رفتم ببینم قضیه این پیانو چی بوده، در واقع فهمیدم که پیانو نزدیک به بیست و چند سال آنجا بوده است و نزدیک به 80 میلیون تومان بود. من در آن موقع فکری به سرم زد و رفتم و درخواست کردم تا به ما اجازه‌ بدهند با هزینه ی خودمان و بچه­های گروهمان در آنجا یک انجمن موسیقی راه بیاندازیم. همچنین امکانی فراهم شود تا بچه­های علاقه­مندی که می­خواهند فعالیت کنند بتوانند جذب موسیقی شوند. در آن موقع تصمیم گرفتیم که یک کار نو و جدید انجام بدهیم و به همین منظور یک گروه 70 نفره و را جمع کردیم. بعد از مدتی کاری به اسم خلیج­فارس را ساختم، در واقع تمام این کار با هزینه ی خود من ساخته شد. ابتدا قرار بود در برنامه مثلث شیشه­ای که در آن زمان روی آنتن بود پخش شود که با وجود وعده ی آقای قنبری تهیه کننده، پخش نشد. بعد از آن برای اولین بار رفتیم به پیش آقای زاهدی تهیه کننده شبکه 2 صدا وسیما که بعد از آن 2 بار پخش شد و با استقبال خوبی از طرف آنها روبرو شد. خوشبختانه این کار چندین بار از تلویزیون پخش شد و من فکر می‌کنم این یکی از بهترین تجربیات کاری من در زندگی­ بود.

·        چرا این حوزه از دنیای موسیقی را انتخاب کردی؟

برای اینکه در این سبک احساس تأثیر پذیری زیادی داشتم. همیشه وقتی این نوع کارها را می­شنییدم دوست داشتم که به عنوان یک ایرانی در این حوزه از موسیقی فعالیت کنم.

به نظر من موسیقی چیزی است که به طور حتم الهام بخش است. انسان بوسیله‌ی آن به کشف و شهود می­رسد. در واقع من فکر می کنم خدا با من و یا هر کس دیگری که جذب موسیقی می شود حرف می­زند.

·   تا چه حد خانواده در اثرات شما تاثیر داشتند؟ آیا احساسات مشترک و حمایات آنها بر خلق اثر و الهام پذیری تو موثر بوده است؟

من تک فرزند خانواده هستم. پدر و مادرم استاد دانشگاه هستند و پدرم کارمند بانک است. محیط خانوده ما کاملا علمی بود. البته به هنر هم علاقه مند بودند.

·        فکر می کنی در خانواده های ایرانی این حمایت از علاقه‌ی جوانان به هنر وجود دارد؟

شاید در آن حدی که انتظار میرود نباشد اما به هر حال خالی از این لطف هم نیست. در واقع در خانواده‌هایی که حمایتی انجام نمی‌دهند برخی تسلیم شرایط می­شوند و برخی دیگر مقاومت کرده و وارد هنر  می­شوند. شاید دلیل آن این باشد که هنر در کشور ما جایگاه مناسب خود را ندارد. در حقیقت پدر و مادرها هم حق دارند. آنها نگران وضعیت معیشتی فرزندانشان هستند و شاید این از حمایت آنها در علاقه‌ی فرزندانشان به هنر تأثیرگزار باشد.

·        در انتها چه پیام و سخنی با خوآنندگآن ما دارید؟

از شما و خوانندگان محترم مجله می‌خواهم برای من دعا کنید. تا در مسیر پیش رویم بتوانم موفق عمل کرده و برای کشورم افتخارآفرین باشم. همچنین از پدر و مادرم برای حمایت بی‌دریغشان متشکرم.