کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
خلیج فارس در گرداب نابودی
ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٤ : توسط : علی جلالی نجف آبادی

خلیج فارس در گرداب نابودی

علی جلالی نجف آبادی

مندرج در ماهنامه آریانا گردشگر

چندی پیش به سواحل بندر عباس رفتم و از آنجا به وسیله ی قایقی موتوری به جزیره ی قشم مسافرت کردم. در تمام این مدت به این فکر می کردم که در میان آبهای گرم خلیج همیشه فارس قرار دارم. در بندر عباس به من می گفتند که بهتر است در آب شنا نکنم. دلیلش را هم آلودگی آن می دانستند. وقتی این مطلب را شنیدم خیلی ناراحت شدم. وقتی هم به قشم رسیدم بدلیل خوش شانسی یکی از ملوانان با سابقه را که مدتها در آبهای گوناگون جهان ملوانی کرده بود دیدم. او ضمن تأسف از بابت آلودگی آبهای جهان گفت که شاید لازم باشد مطبوعاتی ها و اصحاب رسانه به حساسیت و پیچیده بودن اوضاع در منطقه خلیج فارس و دریای عمان اشاره کنند و از بروز فاجعه خبر دهند.او معتقد بود که تا حدی در حال حاضر و در مدت زمانی اندک دیگر در تمام خلیج فارس و دریای عمان از آبهای نیلگون و بوی دریا خبری نخواهد بود. بلکه بوی تعفن و لکه های سرخ و قهوه ای، جای آن همه طراوت و زندگی را خواهد گرفت. از این حرفهای او بسیار نگران شدم و سعی کردم از موضوع سردربیاورم. شاید شما هم چنین نظری داشته باشید.

 


در میان گزارشاتی که چندی پیش به مناسبتهای گوناگون در ارتباط با مسائل خلیج فارس و دریای عمان مطرح شده است، مطالبی در خور توجه وجود دارد که نمی توان آنها را دور از نظر قرار داد.

در تاریخ 10 دی 1386 طی گزارش معروف به 161 که در "معاونت پژوهشهای روابط بین‌الملل مرکزتحقیقات استراتژیک" صورت گرفت منطقه خلیج فارس و دریای عمان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین پهنه‌های آبی جهان به لحاظ تنوع زیستی، منابع شیلاتی و به‌خصوص منابع نفتی غنی اکوسیستمی منحصربه‌فردی به‌شمار رفته است. بر اساس این گزارش دارا بودن منابع عظیم ذخایر انرژی نفت و گاز و تنگه هرمز که گلوگاه تأمین انرژی اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر نظیر چین و ژاپن می‌باشد، اما به‌رغم بهره‌مندی منطقه از منابع و ذخایر متنوع و موقعیت منحصربه‌فرد آن که همه کشورهای ساحلی و حتی بسیاری از کشورهای دیگر را سودمند ساخته است؛ متأسفانه فعالیت‌های انسانی و بهره‌برداری پرشتاب و بی‌رویه موجب تخریب و آلودگی‌ این اکوسیستم حساس و شکننده شده است. بر اسا این گزارش تلاش کشورها به‌صورت انفرادی منتج به فایده نخواهد بود و به‌رغم گذشت حدود 30 سال از موجودیت یافتن سازمان منطقه‌ای حفاظت از محیط زیست دریایی (راپمی)، این پیمان منطقه‌ای با ‌اینکه امید آن می‌رفت همکاری کشورهای ساحلی با یکدیگر و با نهادهای بین‌المللی برای رفع مشکلات زیست‌محیطی‌ این منطقه ارزشمند افزایش یابد، اما هنوز شاهد آسیب‌های جبران‌ناپذیر زیست‌محیطی و اقتصادی در این پیکره آبی منحصربه‌فرد جهان هستیم.

از سویی دیگر در گزارشی مفصل که در تاریخ اوت 2008 توسط نشریه ی لوموند دیپلماتیک مطرح شده آمده است؛  گمان می رود که شهرهای جدید شبه جزیره عربی تاثیر نگران کننده ای بر محیط طبیعی منطقه گذاشته و سودی هم برای ساکنان محلی ندارد. در این گزارش آمده است،  در حال حاضر برروی مساحتی به وسعت شش کیلومتر مربع شهر "مصدر" گسترده خواهد شد. در این گزارش بر طبق اعلام دفتر شرکت بریتانیایی "فاستر" که طرح این برنامه را ضمانت می کند "مصدر" به مدد استفاده مطلق از انرژی های تجدیدپذیر از جمله انرژی خورشیدی و نیروگاه بادی و استفاده از سامانه بازیافت، اولین شهر در جهان خواهد بود که گاز کربنیک تولید نمی کند و زباله رها نمی سازد. همچنین این شهر با مبلغ ناچیز بیست و دو میلیارد دلارمیزبان پنجاه هزار شهروند و بیش از هزار شرکت متخصص در فن آوری های نوین و انرژی های سبز خواهد شد. در ادامه ی این گزارش این سئوال مطرح شده است که آیا این برنامه همانند چسب کوچک آرایشی نخواهد بود که به منظور فراموش کردن این مطلب تهیه شده است که کشورهای حاشیه خلیج فارس درمیان بزرگترین آلوده کنندگان زمین قرار دارند؟»

از سوی دیگر در گزارش لوموند دیپلماتیک آمده است؛ کشورهای منطقه علاوه بر استفاده از سوخت های فسیلی، صنایع آلاینده مهمی را همچون پتروشیمی، آلومینیوم، نمک گیری از آب دریا و غیره در خود جای داده اند. از سوی دیگر شیوه زندگی مصرفی آنها نیز هر سال با افزایش زباله های خانگی به آلودگی و معضلات آن دامن می زند. به عنوان نمونه تنها شهر دبی در سال ٢٠٠۵، ٢.١ میلیون تن( در برابر ۵.١ میلیون تن برای شهر پاریس) زباله تولید کرده است که در سال ٢٠١۴ این رقم سه برابر خواهد شد.

مشکل دیگر تاثیر این ساخت و سازها بر محیط زیست است. این موردتنها شامل پس دادهای آتی به جو نمی شود، بلکه زیان های وارده به آبهای خلیج فارس را نیز دربرمی گیرد. در ابوظبی و دبی، همچنین در بحرین و قطر بسیاری از برنامه های شهر های جدید یا گسترش شهرک های موجود بر روی زمین های ایجاد شده بر روی اقیانوس تحقق می یابند. در بیشتر موارد، مواد منشاء صحرایی ندارند بلکه از منابع دریایی و با مکش کشتی های لایروبی به دست آمده اند که جانوران و گیاهان را به طرزی بی رحمانه تخریب می کند.

متأسفانه باید گفت، اهمیت زیان ها در سایه منطق های اقتصادی محو می شوند و در عوض شهرهای جدید، به مهمترین خواسته حکمرانان بدل می شوند.»

در جایی دیگر مشکل فقط این موارد نیستند بلکه حضور ناوگانهای جنگی و وجود جو متشنج نظامی بر بحران و عواقب آن دامن می زنند. حضور ناوهای آمریکایی محیط زیست خلیج فارس را آلوده می‌کنند. بر اساس گفته ی خبرگزاری فارس؛ عدم رعایت مسایل زیست محیطی توسط ناوهای آمریکایی در خلیج فارس موجب آسیب رسیدن به بیش از 30 درصد آبزیان شده است.

جدای از این مسائل حضور پدیده ای دیگر نیز بر وسعت نگرانیها افزوده است. پدیده ای که به "کشند قرمز" معروف شده است. بر اساس تحقیقات مرکز ملی اقیانوس شناسی وسعت "کشند قرمز"در بخش ایرانی خلیج فارس از جاسک تا جزیره کیش امتداد یافته و حتی در شارجه واقع در امارات متحده عربی و مسقط در عمان پیشروی کرده است.

تحقیقات این مرکز در مورد Cochlokinium که از گروه جلبکهای زیان آور یا Harmful Algal Bloom است نشان می دهد که این فیتوپلانکتون دارای سم عصبی neurotoxin است و بر انسان تاثیری ندارد اما غلظت زیاد آنها سبب مصرف زیاد اکسیژن محلول در آب شده و نابودی تعداد زیادی از جانداران دریایی همچون خیار دریایی، صدفها، ستاره‌های دریایی، مرجانها، لاک پشتها و ماهیان را رقم زده و می زند.

در اثر این پدیده زیست محیطی تعدادی لاک پشت‌ دریایی در حوالی ساحل بندر لنگه تلف شده‌اند. مرجانهای بخش شمالی جزیره لارک، جنوب شرقی جزیره قشم و شرق جزیره فارور از بین رفته اند. تعداد زیادی از مرجان‌های شاخ گوزنی جزایر کیش، لارک و قشم هم بر اثر خفگی و کاهش نور سفید شده‌اند و به دنبال آن، نرم تنان و بی‌مهرگان دریایی هم جان خود را از دست داده اند. مرگ تعداد بی شماری ماهی در خلیج فارس و دریای عمان، ۶ تن در استان هرمزگان و ۴۰۰ تا ۶۰۰ تن در امارات متحده عربی که در واقع خوراک اصلی مردم این مناطق را تشکیل می دهد از همان ابتدای ظهور کشند سبب بروز موجی از ترس در میان ساکنان و مسافران جنوبی ایران شد مبادا که مصرف ماهیهای جنوب سلامت آنان را تهدید کند. این موج وحشت با بروز همین پدیده در سواحل امارات متحده عربی و کویت و ممنوع شدن صید ماهی و مصرف ماهیان آن منطقه شدت بیشتری گرفت.

دلیل بروز چنین عوارضی در آنها ترشح زیاد ایجاد شده بر اثر متلاشی شدن و چسبیدن لاشه جلبک ها به هم هستند. متلاشی شدن جلبکها شرایط را برای فعالیت "میکروارگانیسمها" فراهم می کند و محیط به شدت بوی گاز H۲S یا همان تخم مرغ گندیده می دهد که سبب بروز چنین حالتهایی را در فرد می کند. علت مرگ و میر آبزیان هم کاهش اکسیژن در لایه های مختلف آبی و تشکیل لخته حاصل از این ارگانیسم روی آبشش ماهیان است. در واقع کشندهای قرمز در واقع جلبکهایی هستند که به دلیل بروز فاضلابها و مواد زائد به داخل آب به مرحله بلوم (Bloom) یا شکوفایی رسیده اند. آنها در وضعیت بلوم مواد زائدی تولید می کنند که سمی هستند. این مواد سمی شاید در تحقیقات آزمایشگاهی خطرناک نباشند اما در بزرگ نمایی بیولوژیکی می تواند اثرگذار باشد.

در این ارتباط هم برخی از ساکنان بندر عباس عنوان کرده اند که در ابتدای ظهور "کشند قرمز"عده ای از صیادان ماهیهایی را که در اثر کشند بیجان شده بودند دانسته و نادانسته با صید خود به ساحل می آوردند و مردم هم از آنها استفاده کردند که باعث بروز مسمومیت غذایی، تهوع و سرگیجه در مصرف کنندگان شد. اما مسئولان معتقدند که این مسمومیتها به هیچ وجه ربطی به سمی بودن جلبکها ندارد.

دکتر حمیدرضا رضایی در این باره عضو هیئت علمی پژوهشکده اقیانوس شناسی کشورکه بر روی این فرضیه کار می کند می گوید: عوامل طبیعی از جمله شدت نور، درجه حرارت و همچنین عوامل انسانی که شامل تخلیه فاضلابهای بهداشتی، پساب کارخانه ها وصنایع ساحلی به محیط زیست ونواحی ساحلی از مواردی است که در شکوفایی جلبکی نقش دارند اما فرکانسهای فراوان زمین لرزه در بندر لنگه که ارتباط مستقیم با کلروفیل A (عامل به وجود آورنده پدیده کشند قرمز) موجود در آب دارد سبب شده تا ما بیش از پیش بر روی وجود رابطه میان پدیده کشند و وقوع زمین لرزه متمرکز شویم.

عضو هیئت علمی پژوهشکده اقیانوس شناسی کشورکه بر روی این فرضیه کار می کند با اشاره به اینکه پدیده کشند قرمزبه دنبال تغییرات آب وهوای از جمله وزش باد و کاهش درجه هوا در بستر نهفته شده اما با ایجاد شرایط محیطی مناسب مجدداً فعال می شود یادآور شد: بسیاری از محققان بر این باورند که ارتباط معنی داری بین افزایش میزان " کلروفیل " نوع A با فرکانس وقوع زمین لرزه در کف دریا وجود دارد که وقوع بیش از ۲۰۰ زمین لرزه طی سه ماه اخیر خود به گونه ای موید این نظریه است به همین دلیل هم ما در تلاشیم تا با ثبت و جمع آوری اطلاعات ماهواره ای فرکانسهای مربوط به زمین لرزه در این مورد به یک جمع بندی قابل استناد برسیم البته متاسفانه مراکز لرزه نگاری ایران به دلایل امنیتی تنها فرکانسهای زمین لرزه ها بالای ۴ ریشتر را در اختیار ما قرار می دهند و برای دریافت فرکانسهای زیر ۴ ریشتر باید از مرکز اطلاعات لزره نگاری آمریکا استفاده کنیم که این موضوع هم روند تحقیقات ما را کند و در برخی مراحل غیرممکن می کند.

البته باید این نکته را هم مد نظر قرارداد که جزایر مصنوعی همچون نخل دوبی که در اصل شامل سه جزیره بزرگ به نامهای جمیرا، دیرا و جبل علی است با خشکاندن دریا و استخراج حدوداٌ صدمیلیون مترمکعب خاک و سنگ ساخته می شوند. از سوی دیگر مجمع الجزایر «جهان» در خلیج فارس (جزیره جمیرا) با یک تنه اصلی و هفده شاخه، در محدوده‌ای به ابعاد پنج کیلومتر در پنج کیلومتر گسترده است. همچنین جزیره دیرا به تنهایی در حدود چهل و شش میلیون متر مربع مساحت دارد و به شکل درخت نخلی با چهل و یک شاخه طراحی شده است. دیرا خود به تنهایی بزرگترین جزیره مصنوعی جهان خواهد بود و توانایی اسکان حدود یک میلیون نفر را خواهد داشت. برای احداث این جزیره یک میلیارد مترمکعب خاک و سنگ استخراج خواهد شد. شیوه ی ساخت جزایر به این صورت است که شن و ماسه از بستر خلیج فارس استخراج می‌شود و سپس جهت ایجاد سطوح مورد نیاز توسط کشتی‌های مخصوص با فشار اسپری یا افشانده ‌می‌شود.

سال گذشته فراکسیون محیط زیست مجلس ایران از ارسال نامه‌ی اعتراض‌آمیزی به سازمان ملل خبر داد که تاکنون پاسخی دربرنداشته است. به هر حال از آ‌ن‌جا که خلیج فارس دارای اکوسیستم نیمه بسته و بسیار حساسی است هرگونه تغییرات بزرگ در بستر و سطح آن می‌تواند عوارض برگشت ناپذیری را برجای بگذارد که جبران آنها شاید هرگز امکان پذیر نباشد. شاید بد نباشد اضافه کنیم که از 21 مورد نشت نفت در جهان هفت مورد با بیش از 10 میلیون گالن تنها در این منطقه رخ داده است. از سوی دیگر 60 درصد ظرفیت آب شیرین کن های دنیا در این منطقه بوده و سالانه 5/1 متر از سطح آب این دریا تبخیر می شود، این در حالی است که تنها 10 میلیمتر بارندگی در این منطقه داریم. از سوی دیگر متاسفانه دمای آب در شهریورماه امسال در منطقه به 37 درجه سانتیگراد بالای صفر رسید که این امر موجب مرگ تعداد زیادی از مرجان های ایران شد.

به هر تقدیر شاید دیگر وقت آْن باشد تا صدای هشدار از سوی همه ی جهانیان برای حفظ و بقای یک اکوسیستم زیبا و منحصر بفرد با منابع عظیم آبزی و جانوری آن بلند شده و چاره ای کارساز برای رفع خطر نابودی آن در نظر گرفته شود.