کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
از سفرهای جغرافیایی تا سفرهای معنوی
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠ : توسط : علی جلالی نجف آبادی


از سفرهای جغرافیایی تا سفرهای معنوی

محسن قانع بصیری

به یاد یار و دیار آن­چنان بگریم زار

که از جهان ره و رسم سفر براندازم

بسیار می­گویند که حافظ به سفر چندان علاقمند نبود. ظاهرا بیت فوق هم چنین می­گوید حافظ حتی آرزوی برانداختن  نابودی ره و رسم سفر را دارد. اما آیا بواقع چنین است؟ برای پاسخ به این پرسش باید پرسش­های دیگری را مطرح کنیم. زیرا می­دانیم چند نوع سفر وجود دارد. سفری کیهانی و بیرونی و در مقابل سفری درونی و معنوی، اگر چنین است در این میان حافظ از چه نوع سفری بیزار است. اگر سفر را حرکت از حوزه­ای به حوزه دیگر تعریف کنیم، آنگاه می­توانیم دو نوع سفر کاملا متمایز را به همراه انواع مختلف سفرهای ترکیبی مورد بررسی قرار دهیم، اینان عبارتند از:

 


1-      سفرهای جغرافیایی، برونی و یا مکانی؛ در این نوع سفرها هدف سیر و سیاحتی بیرونی است. از مکانی به مکان دیگر. در این سفرها هر فرد در اکنون­های خود زندگی می­کند. اکنونی در مبدا اکنون­هایی در راه و اکنونی در مقصد بدین ترتیب سه نوع میدان در سفر مکانی حضور می­یابد. اینان عبارتند از مبدا، فاصله یا راه، مقصد.

2-      سفرهای زمانی: این نوع سفرها درونی­اند و طی طریق در آن­ها درونی است. می­توان انواع مختلفی را در آن­ها ردیابی کرد.

-       سفرهای گذشته: در این نوع سفرها از عقلی به عقلی دیگر سفر می­کنیم. مثلا در کلاس درس استاد چنین می­گوید و ما را از عقلی به عقل دیگر اما به صورتی تقلیدی راهبر می­شود. آموزش­های آسکولاستیک یا مدرسه­ای از این نوع سفرها هستند.

-       سفر به آینده: این نوع سفرها دامنه­ای از آرزوها تا توهمات دارند. از آرزویی به دست نیافتنی به آرزویی دیگر از خواسته­ای به خواسته­ای دیگر.

-       سفرهای تبدیلی: این نوع سفرها را سفرهای خلاق می­نامند طی آن هر تجربه­ای در میدانی  گذشته (عقل) تا آینده (آرزو) به عقلی جدید تبدیل می­شود. در این سفر درونی، در حقیقت فرد، از طریق خلاقیت از عقلی کهنه، به عقلی نوگام می­گذارد.

بدین ترتیب در سفرهای صرفا فیزیکی و بیرونی یا مکانی، قدرت توجه از پدیداری به پدیدار دیگر معطوف می­شود، بدون آن­که این سفر به سفری درونی و به شناخت تبدیل شود. مسافر در این سفرها در حقیقت نوعی لذت غریزی خود را دنبال می­کند. حال آن­که در سفرهای کامل  زمانی و مکانی فرد بدرون یک پدیدار می­رود و نسبت ارتباطی خود را با پدیدار تغییر می­دهد. در این شرایط نوعی میدان زمانی پدید می­آید و فرد به آینده نزدیک می­شود.

   مقصدB → __________________اکنون مسافر→__________________مبدا A

                                                         مسیر

همانطور که در شکل ملاحظه می­کنید حرکت در خط مکان حرکتی تقدیری است. حرکتی از اکنونی به  اکنونی دیگر که همان تجربه است.

در سفر درونی هر دو زمان گذشته (عقل) و آینده (آرزو) در اکنون مسافر تجلی پیدا می­کند.

آینده  → __________________اکنون مسافر→__________________گذشته

آرزو                              (مقام اندیشه تجلی جدید)                                عقل

در این نوع سفر بسته به نوع عقل  و آرزو از اکنونی کهنه به اکنونی نو گام می­گذاریم.

 

نتیجه گیری :

می­توان سفر کامل را سفری دانست که طی آن یک سفر فیزیکی و بیرونی به مجموعه­ای از سفرهای ذهنی تبدیل شود و بدین ترتیب مسافر در این سفرها مدام نو شده و رهاوردهایی جدید با خود به ارمغان می­آورد.