کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
ساعت از تیک و تاک تکرار تا تجسم هستی زمان سفری به گذشته
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢ : توسط : علی جلالی نجف آبادی


ساعت از تیک و تاک تکرار تا تجسم هستی

زمان سفری به گذشته

مندرج در ماهنامه آریانا گردشگر ١٣٨٧

زمان به صورت مختلفی ظاهر می­شود. اما دو صورت آن بسیار مهم­اند. یکی زمان فیزیکی یا زمان مقدر یعنی همان اکنون هایی که مستقل از ما در حال گذر است و سرانجام ما را می­بلعد و دیگر آن زمان که در مساحت شناختی درک می­کنیم. در این شماره و شماره­های بعدی به موضوع زمان می­پردازیم. به­ویژه توجه داشته باشیم که اختراع ساعت و جهانی شدن کاربرد آن بر سرعت ارتباطات و مبادلات میان حوزه­های مختلف تمدنی بشر افزود و طبعا صنعت گردشگری نیز به کمک همین جزئیات توسعه پیدا کرد.

  قانع بصیری

شهر «لاشودوفو» در فرانسه از آن رو مشهور است که یکی از بزرگترین موزه­های ساعت جهان در ان واقع شده است. علت شاید آن باشد که بیش از چهارصد سال، بخش عمده­ای معیشت مردم این شهر از راه ساخت قطعات ساعت تامین می­شده است. در طی این مدت مردم هم کشاورزی می­کردند و هم فطعات مختلف ساعت را تولید می­کردند.


این قطعات ساخته شده و سپس به شهرهای دیگر فرانسه و سوئیس ارسال می­شد تا عمل مونتاژ و ساخت ساعت، آن شهرها انجام شود. کارنامه کار این مجموعه، ساخت بیش از بیست مدل ساعت بود.

امروزه شهر لاشودوفو شهری تاریخی محسوب می­شود، چرا که روند تکنولوژی ساعت سازی سال­ها است که تغییر کرده است. هنگامی­که پا به موزه ساعت این شهر می­گذارید با زمان­سنج­های مکانیکی از کار افتاده­ای روبرو می­شوید که روزگاری داشتن یکی از آن­ها در خانه یا محل کار نشانه تشخص اهل آن خانه یا محل کار بود.

هنگامی­که اولین ساعت­های مکانیکی ساخته شدند، هیچ کس نمی­توانست تصور کند که نقش ساعت در ظهور انقلاب صنعتی و سازمان­های کار مدرن تا چه حد مهم و حیاتی است. بسیاری از علوم طبیعی و تقریبا تمامی ساختارهای صنعتی بخش عمده­ای از پیشرفت خود را مدیون همین ساعت­های مکانیکی اولیه بودند.

ظهور اولین ساعت­ها

«هرودوت» که چهارصد سال پیش از میلا مسیح می­زیست، روایت می­کند که «یونانی»­ها به تقلید «با بلی»­ها روز را به 12 ساعت تقسیم می­کردند. آنان شب را نیز به گونه­ای دیگر تقسیم می­شد. اگر روز در حوزه قدرت سازمان­های کار و زندگی عمومی بود، در عوض شب از آن نظامیان بود. در آن تاریخ این دو گروه نگاه متفاوتی به زمان داشتند. نکته مهم­تر این­که زمان از واحد ساعت به واحدهای کوچکتر تقسیم نمی­شد، چرا که این نوع از تقسیم­بندی­های کوچکتر بیشتر حاصل نیازهای علمی و فنی بود.

در زمان­های گذشته مردم برخلاف امروز زمان را نه بر محور عدد بلکه به محور حالت و کیفیت شناسایی می­کردند به عبارت بهتر زمان امری بود که توصیف آن نه به کمیت که به کیفیت نیاز داشت. حضور اصطلاحاتی چون «خروس خوان»، «برای زمان سحر»، «وقت خرید»، «وقت شام»، «سرچراغ(غروب)» و «وقت خواب» در گفتگوهای روزمره در باب زمان زیاد به کار برده می­شدند.

«دیوژن» می­گوید: ساعت آفتابی را برای اولین بار «آنا کسیمندر» به یونان وارد کرد. جالب آن است که هر دو فیلسوف از فیلسوفان طبیعت­گرای اولیه یونان بوده و به دقت نظر مشهور بودند. به هر صورت بابلی­ها (از تمدن­های سومری، آکدی) بودند که ساعت آفتابی را اختراع کردند و زمان روز را به دوازده ساعت تقسیم کردند. رویدادی که بعدها الگوی تقسیم زمان در تمامی جهان شد.

دویست سال قبل از تولد مسیح بود که سر و کله اولین ساعت­های آفتابی در روم نیز پیدا شد. صد سال پس از آن ناظر به کاربر در ساعت­های قطره­ای (کلیس هیدرا) در میدانبها و معابر عمومی شهرهای روم می­شویم. این خود نشانه­ای از آن بود که در آن زمان دیگر ساعت صرفا یک شی تجملی محسوب نمی­شد، مردم کوچه و بازار نیز با طرز کار وی آشنا شده بودند.

یکی از اقدامات اکثر امپراطوران روم نصب ساعت­های بزرگ و کوچک در نمای بیرونی ساختمان­های مهم بود. ساعت آفتابی نه تنها یک ساعت بود بلکه با توجه به چرخش­های زمین در فصول مختلف می­توانست نشانگر تحرک­های متواتر فصول نیز باشد. آن­ها هم ساعت بودند و هم تقویم. یکی از زیباترین این نوع ساعت­ها که نشان دهنده نصف النهارها و فصول نیز بود متعلق به قرن 18 میلادی است. این ساعت در «سانتا ماریا»ی روم (ایتالیا) حفظ و نگهداری می­شود. ساعت مشابه دیگری نیز در بازاری مجاور شهرداری شهر برگامو ایتالیا نصب شده که یکی از جاذبه­های توریستی این شهر محسوب می­شود.

ساعت­هایی که نصف این­ها را نشان می­داد برای مسافران و گردشگران آن زمان اهمیت زیادی داشتند، چرا که با استفاده از آن­ها و مقایسه دو ساعت در دو موقعیت می­توانستند فاصله میان این دو مکان را محاسبه نمایند. این عمل از طریق مقایسه فاصله این­دو موقعیت جغرافیایی نسبت به خط استوا محاسبه می­گردید.

از همان زمان­ها به تدریج ساعت­ها به محاکم قضایی نیز راه یافتند، ارزش آن­ها در این نکته بود که رئیس دادگاه می­توانست عدالت زمانی را برای مدعی العموم و وکیل مجرم رعایت کرده و زمان­های یکسانی به هر دو اختصاص دهد. به علاوه حضور به موقع در جلسات شوراهای شهری بسیار مهم تلقی می­شد بنابراین ساعت­ها از همان آغاز وسیله­ای مهم برای دیوان­سالاران حکومتی محسوب می­گردید.

در این میان ساعت­های قطره­ای از دقت بیشتری نسبت به ساعت­های آفتابی برخوردار بودند، ضمن آن­که در زمان­های ابری و شب­ها از ساعت­های آفتابی بهره گیرند، به همین دلیل در اکثر آزمایش­های علمی برای محاسبه زمان از ساعت­های قطره­ای بهره می­بردند. مثلا برای محاسبه زمان مشخص برای اندازه­گیری تعداد ضربان قلب واحد زمان استفاده از ساعت­های آفتابی امکان­پذیر نبود.

«سیبرون ساخت اولین ساعت مکانیکی که بر اساس حرکت خورشید تنظیم شده بود را به «ارشمیدس» نسبت داده است. او در کتاب جمهوری خود می­نویسد:

«گرچه از کارکرد این دستگاه چیزی نمی­دانم، اما دانشمندی چون ارشمیدس که به هزاران هنر آراسته بود باید چنین زمان سنجی را ساخته باشد.»

در مورد ساعت­های مکانیکی نیز تنها می­دانیم که این ساعت­ها حدود قرن سیزده میلادی در اروپا اختراع شدند. در آن زمان صنعت  هنرهای دستی هنوز به اندازه دانش نظری، آن­قدر اهمیت پیدا نکرده بودند که رویدادهایشان ثبت و ضبط شود. به همین دلیل از تاریخ دقیق اختراع دوربین و عینک نیز بی­خبریم. در حقیقت در عصر «فرانسیس بیکن» و «دکارت» بود که فاصله ژرف میان تئوری و عمل کم­ و کمتر شد. ظهور اختراعات بسیار و از این دوره اثر مستقیم و غیرمستقیم آن­ها بر اقتصاد سیاسی خرد و کلان اجتماعی (همان رویدادی که انقلاب صنعتی می­نامندش)، توانست اهمیت زمان و رابطه آن با عمل را آشکار سازد. این رویدادها به ویژه بر علوم طبیعی آن زمان تاثیری همه جانبه گذارد. اگر بخواهیم به اهمیت ساعت در این دوره پی ببریم باید بر این نکته تاکید کنیم که این ساعت بود که گسترش کاربرد دقت در ساخت آن، توانست رابطه بسیار مهم میان علم و صنعت را آشکار ساخته و روش­های زایش و قدرت از این رابطه را فاش نماید. این دو میدان مهم، یعنی علم و صنعت که سال­ها و قرن­ها جدا افتاده از خود روزگار می­گذرانیدید سرانجام توانستند در حجره ساعت آغوش بر یکدیگر بگشایند و فرزندی چون انقلاب صنعتی را به بشر ارزانی دارند.


اولین ساعت­ها

اولین ساعت­ها بمانند اولین­های هر چیزی به صورتی تجملی وارد زندگی اجتماعی شدند، اصولا هر چیز کمیابی اول از این مسیر عبور می­کند. برعکس، آن­چه که موجب تاثیرگذاری مستقیم ساعت بر زندگی و کارجوامع گردید، ظهور تولید کلان و بی­شمار در صنعت بود. این ساعت و تولید کلان آن بود که نشان داد زمان صرفا چیزی طبیعی نیست. بلکه فاکتوری اجتماعی و مهم است. به عبارت بهتر نه تنها تولید اتوماسیونی و کلان موجب بروز نیاز بیشتر به حماسه زمان در کار گردید، بلکه همین روند خود توانست ساعت را از تولیدی فردی به تولیدی کلان و کارخانه­ای ارتقا دهد. بدین ترتیب تعداد ساعت زیاد و قیمت آن کاهش یافت. به طوری­که زمینه برای کاربرد عمومی آن آماده گردید.

اگر تنها یک نفر از زمان آگاه بود، اهمیت آن آشکار نمی­شد. زمان آن­گاه مهم می­شود که همه مردم جامعه بتوانند از حضور و اندازه آن آگاه شوند. بنابراین این ظهور ساعت بود که به رشد و توسعه آگاهی جمعی کمک بسیار کرد.

«ماکس وبر» اولین جامعه شناسی بود که به نقش و اهمیت زمان در ایجاد نهادها و سازمان­ها مدرن و چگونگی شکل­گیری آن­ها پی برد. یکی از مهم­ترین مفاهیم در شکل­گیری سازمان­های مدرن کار ظهور پدیده­ای به نام هم­زمانی است، نظم کار مدرن بدون هم زمانی، بدون کاربرد ساعت، مقدور نمی­شود. تنها آن­گاه که ساعت به طور جدی در سازمان­های کار حضور پیدا کرد، پدیده­های مهمی چون نظم، هماهنگی و بهره­وری قابل اندازه­گیری شدند.

پس از ساعت­های غول آسای برج­های شهرها نوبت به ساعت­های شخصی از جیبی تا مچی رسید. از این زمان به بعد ساعت به صورت نمادی از تجدد و تشخص فرد ظاهر گردید. در همین زمان­ها بود که «بنیامین فرانکلین» جمله معروف خود را درباره زمان عنوان کرد:

«زمان پول است»

تا پیش از آن می­دانستند اتلاف زمان جبران ناپذیر است اما این اتلاف قابل اندازه­گیری نبود. در اواسط قرن چهاردهم«فرانسیسکو پتراکا» گفت:

«زمان جوهر زندگی است و اتلافش جبران­ناپذیر است»

به تدریج این نظر ظاهر شد که اتلاف زمان جبران­ناپذیر است زمان تنها مقوله­ای است که نمی­توان آن را با پول خریداری کرد. مرگ چیزی جز از دست دادن زمان نیست. به همین دلیل ساعت شکسته به نمادی از مرگ و شوربختی تبدیل گردید.

ساعت شنی بعد از ساعت آفتابی اختراع شد. بنا به نظر مورخان اثری از آن در دوران باستان دیده نمی­شود. با این حال باید توجه داشت که هدف از اختراع ساعت­های مکانیک و شنی آن بود که بتوانند وسیله­ای قابل دسترس برای محاصبه زمان و به ویژه واحد ان یعنی ساعت داشته باشد.

 

ساعت اولین استاندارد مشترک جهانی

یکی از معضلات کاربرد ساعت­های اولیه ان بود که اندازه واحد هر ساعت  با توجه به مکان و عرض­های جغرافیایی بالاتر نسبت به عرض­های جغرافیایی پائین­تر تغییر می­کرد و به­طوری­که کمیت و اندازه یک ساعت در این دو میدان به یک اندازه نبوده به علاوه تغییر فصول نیز طول یک روز را زیاد یا کم می­کرد و با کم و زیاد شدن طول یک روز نیز واحد ساعت کم و زیاد می­شد. این معضلی بود که نمی­گذارد، جهان از یک زمان سنج مشترک بهره برد.

ساعت شنی اولین وسیله­ای بود که می­توانست یک استاندارد مشترک زمانی پدید آورد چرا که مکانیسم حرکت آن نه به تغییرات متغییر نور آفتاب بلکه به نیرویی جاذبه متکی بود. جالب آن­که ساخت ساعت شنی با ساخت عینک و شیشه و تقریبا به صورت همزمان تکامل یافته است. در آغاز عینک نشانه­ای از خردمندی و شیشه پنجره­ها به صورت نمادی از رفاه درآمدند. ساعت شنی نیز به نشانه­ای از نظم و پایداری تبدیل گردید دو پدیده­ای که می­توانستند نشان از اتکا به نفس و اعتدال تلقی شدند. چنین بود که، خردمندی، رفاه و نظم به صورت سه عامل مهم و سه ارزش مهم در انقلاب صنعتی درآمدند.

امروزه حتی برای یک کودک دبستانی کاربرد ساعت و انظباط امری ضروری است. اما در قرون وسطی حتی صومعه نشینان دیرها از چنین نظمی بهره نداشتند. کودک دبستانی امروز بهتر از تارک دنیاهای قرون دوازدهم و سیزدهم مفهوم نظم زمانی را درک می­کند. با این حا تمایل به نظم در صومعه، گروهی از مورخین را بر آن داشت که بگویند: اولین ساعت­های مکانیکی در صومعه­ها ظاهر شدند، از نظر آنان علت نیاز صومعه­ها به ساعت مکانیکی، تعیین وقت عبادت در شب بود. آن­ها در شب نمی­توانستند از ساعت­های خورشیدی بهره جویند.

 

خودکاری- اتوماسیون و ساعت

اولین توقعی که از ساعت داریم این است که به صورتی تکراری و متوالی با حرکتی مکانیکی بتواند زمان و استمرار آنات را اندازه­گیری کند . ساعت­های مکانیکی این قابلیت را داشتند که در این مسیر تکامل پیدا کنند. اهمیت ظهور این ساعت­های مکانیکی غول آسا آن­قدر بود نه تنها نشان دهنده زمان بودند بلکه به سرعت صدای زنگ خود را جانشین ناقوس کلیسا می­کردند، مهم­ترین نمونه آن­ها ساعتی غول آساست که هنوز هم در کلیسای نتردام وجود دارد. در آغاز تنها صدای زنگ بود که نشان از گذر هر ساعت می­داد سپس به آن صفحه علامات و عقربه­ها نیز اضافه شد تا اجزا کوچکتر نیز قابل اندازه­گیری و عرضه باشند.

اولین زمان سنجی که به­طور خودکار تمام شبانه روز را پیوسته اندازه­گیری می­کرد و در هر 60 دقیقه یک بار زنگ می­نواخت ساعتی بود که در سال 1336 میلادی در کلیسای «سنت گاتاردو» میلان ایتالیا به کار افتاد. البته در سال 1306 ساعت مکانیکی قدیم­تر در برج کلیسای «سنت ایوس تورگیو»ی همین شهر نصب شد که به مانند ساعت قبلی کامل نبود. به هر حال از این زمان به بعد بود که مفهوم کیفی زمان به مفهوم کمی در واحدهای تکرار تبدیل شد.

به سرعت این ساعت­ها و حضورشان بر بناهایی چون شورای شهر، به ویژه در ایتالیای شمالی به صورت نمادی از فرهنگ و مدنیت شهرها درآمد. به طوری که ویران کردن این برج­های ساعت توهین آمیزترین رفتاری بود که یک فاتح یا فرمانروای بیگانه نسبت به حاکم شهر انجام می­داد. آن­ها نماد استقلال دولت شهرهایی شدند که نطفه­های انقلاب صنعتی را در خود می­پروراندند. کار به جایی رسید که مجازات نافرمانی یک شهر، به صورت محرومیت آن­ها از داشتن برج ساعت بروز می­کرد. حتی رقابت بین این دولت شهرها از طریق ساخت بهتر و تجملی­تر برج­های ساعت بروز می­کرد. اگر شهری متوجه می­شد که همسایه­اش برج ساعت بهتری ساخته است بلافاصله دست به کار می­شد. تا از وی عقب نیافتد.

به هر حال تا سال 1410 میلادی تمامی شهرهای بزرگ اروپا صاحب حداقل یک ساعت بزرگ عمومی ­شدند. در آن زمان در تمامی اروپا تنها یکصد شهر با جمعیتی بیش از ده هزار نفر وجود داشت.

نیروی تحرک ساعت­های مکانیکی، شنی و جیوه­ای همان نیروی جاذبه بود (بجز ساعت­هایی که با فنر و یا نیروی الکتریکی کار می­کنند) در حدود سال­های 1280 تا 1300 بود که توانستند به تکنولوژی ساخت رگلاتور تور برای انتقال منظم نیروی جادبه به ساعت­ها بهره گیرند. اولین رگلاتور همان آهنگ نوسان کننده بود که «فولیت» نام داشت. برای انتقال مرتب این حرکت لنگری، از یک شاهین که مرتب در نوسان بود استفاده ­می­کردند.

اختراع این رگلاتور در درون ساعت آن­قدر مهم بود که برخی از صاحب­نظران اعلام داشتند مخترع اصلی ساعت همان کسی است بوده که این شاهین لنگری را ساخته است. (رگلاتور). حتی برخی از مورخان فرهنگی-تکنولوژیکی  این نظر را دارند که رگلاتور همان نقشی را در ساعت بازی می­­کند که شرم و قوانین تمدن نسبت به غرایز فرد انجام می­دهند. زیرا تسلط بر خویش و توان به تاخیر انداختن کامجویی از بالاترین ویژگی­های تمدن است.

اگر بخواهید اثر حضور ساعت در زندگی عمومی را ملاحظه کنید، می­توانید حضور رویدادهای زیر را در فرهنگ اروپا ملاحظه کنید.

1-      استفاده از زمان­های خاص برای آموزش کودکان و سایرین تا اخرین مراحل آن.

2-      استفاده از ساعت برای تنظیم قراردادها و ملاقات­ها.

3-   ساعت و حضور آن در سازمان­های کار بدون ساعت نظم کار جمعی نامفهوم است. بنابراین تا پیش از عمومی شدن ساعت کار. سازمانی نمی­توانست مفهومی داشته باشد.

4-      پیوند زمان به اخلاق زندگی ارتباطی و ارزش پیدا کردن زمان (زمان را به بطالت نگذرانید)

5-      حضور ساعت (در آغاز ساعت شنی) در کنار میز خطابه معلمان.

6-      استفاده از زمان و شناسایی آن در حوزه کار و زندگی به عنوان ارمغان الهی در مسیحیت پروتستان.

7-      پیوند ساعت به نیایش در دیرهای مسیحیت از حدود 1550میلادی.

8-      ظهور کار دستمزدی و اقتصاد سرمایه­داری صنعتی و تبدیل شدن زمان به کالا و پول.

9-   پدید آمدن مبارزه میان زمان کار و دستمزد، ظهور اندیشه­های سوسیالیستی در اروپا و مبارزه برای جلوگیری از فروش زمانی که به هر انسان فردی متعلق است (حقوق بشر و زمان)

با ظهور ساعت­های عمومی در شهرهای اروپا بود که اعلام زمان کار از کلیسا به نهادهای کار اجتماعی انتقال یافت، به طوری که هر نهاد کاری ناقوس و زنگ کار خود را داشت و تحرک آن را با ساعت خود تنظیم می­کرد. به تدریج برای مقولات مهم زندگی چون کار، استراحت، غذا و سایر فعالیت­های مختلف زمانی خاص اختصاص داده شد. نخستین جدول­های برآورد هزینه و درآمد بر اساس ساعات کار از سال 1400 میلادی به بعد تنظیم شدند.

«دی اس لاند» در کتاب مهم خود به نام «انقلاب در زمان» یا ساعت­ و بناهای جهان نو توصیفی گسترده از اثر زمان سنجی بر تحولات فرهنگی جامعه ارائه می­دهد. او می­گوید ساعت یک دستگاه اخلاقی است. ساعت می­تواند از ارزش­های متفاوتی برای زمان­های مختلف را آشکار سازد. زمانی برای کار و زمانی برای تفریح. ساعت از آن رو دستگاهی اخلاقی است که ما را به تقلید وا می­دارد. بهره­وری مقتصدانه از انرژی را امکان­پذیر می­کند و جامعه را به عقلانیت پیوند می­زند.

در مقابل هایدگر در کتاب «وجود و زمان» خود می­نویسد: زمان مکانیکی رابطه ما را نسبت به واقعیت وارانه می­کند. این ساعت ما را وسوسه می­کند که به ساعت به مثابه یک شی نگاه کنیم. در حالی که زمان در وجود، و بخش از وجود ماست.

و درنهایت باید توجه داشته باشیم که ساعت مکانیکی تنها یک ساعت مکانیکی است، تنها می­تواند از آنی به آن دیگر حرکت کند اما در فاصله هر یک از این  ثانیه­ها، بی­نهایت لحظه دیگر نیز وجود دارند که آدمی می­تواند آن­ها را سرشار از عقل و آرزومندی کند.          

در خاتمه باید توجه داشته باشیم که شناخت زمان به ویژه استاندارد شدن جهانی آن نقشی بسیار مهم در گسترش ارتباطات و مبادلات میان آدمیان داشت گردشگری و توسعه آن خود حاصل همین روند بوده است. به طوری­که از زمان قابل اندازه­گیری و مشترک نمی­شد صنعت گردشگری نیز پدید نمی­آمد. در شماره آینده به جهان مدرن، زمان و توسعه صنعت گردشگری خواهیم پرداخت.