کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
پرستش سو در میانه ­ی آتشگاه
ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳ : توسط : علی جلالی نجف آبادی


علی جلالی نجف آبادی


در تاریخ پر فراز و نشیب آریاییان و در گوشه و کنار سرزمین‌های متأثر از این قوم، میراثی را خواهی یافت که در پس ظاهر فرتوت و خسته‌ی خود گنجینه‌ای گرانبها را در دل دارد. این مقال که در باور ایرانیان جای دارد آیین یکتاپرسنی زرتشت است که در آن به نیک زیستن آدمی تأکید گردیده‌است. گنجینه‌ای که تا پیش از ظهور دین اسلام به‌عنوان پاکترین روش و سلوک مورد توجه بوده و در رأس امور زندگی مردمان قرار داشته‌است. بی‌شک کنکاش در این میراث پرده از رازهای فراوانی برخواهد داشت که به نوبه‌ی خود سالیان سال ذهن و تفکر جهانیان را به خود معطوف داشته‌است.



از زمان کشف شرق به دست خاور شناسان غربی یکی از جذاب‌ترین و پررمز و رازترین پدیده‌ها، سنت‌ها و آیین‌هایی است که در سرزمین ایران زمین ومنطقه‌ی تحت‌نفوذ آن ظهور کرده و در دل خود افسانه‌ها و اسطوره‌های بیشماری را نهان‌ساخته است.

به هر تقدیر این نکته را باید مورد توجه قرار داد که ایران زمین با وجود گستردگی و نفوذ ی که در دوران اوج قدرت امپراتوری خود بدست آورده بود و همچنین موقعیت استراتژیک در میان دو قطب و تمدن شرق وغرب جهان، و همچنین داشتن نقش پل ارتباطی در دوسوی تفکرواندیشه‌ی آن زمان،‌ توانست جایگاهی ویژه در روند رشد و تعالی بشر داشته باشد.

نور و ظلمت همواره دو نماد اهورایی و اهریمنی بوده­اند، در قرآن نیز خداوند به­صورت نور آسمان­ها و زمین توصیف شده است. جالب آن­که آفرینش جهان از آمیزش نور و ظلمت شکل گرفته است. پس بی­دلیل نیست که آتش مهم­ترین سمبل اهورایی و نماد ارتباط با ایزدان تلقی گردد. پیوند میان آتش با عبادت در آئین مزدایی نیز ریشه در همین تجلی اهورایی آن دارد.

در زیر به شکل خلاصه­ای به ویژگی­ها و آئین­های آتشکده­ها پرداخته­ایم:

آتشکده

در جای جای سرزمین‌های متأثر از فرهنگ وتمدن ایران باستان که در گستره ای به پهنای هند و چین تا مصر باستان و مرزهای اروپای شرقی امتداد داشته است، می‌توان میراث های گوناگونی را یافت که هرکدام به نوبه‌ی خود به فرهنگ و آیین های ایران باستان مرتبط است . در این میان و در محدوده‌ی خاورمیانه بناهایی از آن تمدن کهن و پر بار بر جای مانده که به آتشگاه یا آتشکده معروف هستند. این اماکن مقدس نیایشگاه‌های زرتشتیان بودند که اکنون با گذشت هزاران سال از تاریخ پیدایش، هنوز ماهیت و مقبولیت خود را در میان طرفدارانشان به عنوان پدیده ای پاک و مقدس حفظ کرده‌اند. در دین زرتشت، آتش در جایگاه خاصی قرار دارد و مهمترین نیایشهای دینی در آن انجام می‌گیرد.

در خصوص واژه‌ی آتشکده باید گفت که از آتش + کده. تشکیل شده است. کد از ریشهٔ کَتَه اوستایی و آن نیز از مصدر کَن به معنی کندن مشتق شده است. زرتشتیان معبد و آتشکده را «در ِمهر» هم می‌گفته‌اند که یادآور سنت‌های پیشین در تاریخ ایران و آیین مهر یا میتراییسم نیز هست.

شکل بنای این اماکن همه جا یکسان بوده و هست، چراکه معمولاً هر آتشکده هشت درگاه و چند اتاق هشت گوشه داشته و آتشدان نیز در وسط آن بنا قرارگرفته و پیوسته آتش مقدس در آن روشن نگاه داشته ‌شده است. تعداد آتشکده‌ها بسیار بوده و تأسیس آن‌ها به زمان‌های پیش از ظهور زرتشت، یعنی زمان پیشدادیان (هوشنگ و جمشید) می‌رسد. ولی در عهد ساسانیان سه آتشکدهٔ مشهور:"آتشکده آذر گشسب یا آذر جشنس واقع در تکاب "آتشکده آذربرزین‌مهر در خراسان "آتشکده آذر فرنبغ(یا آتشکده کاریان) در فیروز آباد فارس " به نام سه طبقهٔ اصلی اجتماعی در آن دوران یعنی طبقهٔ "ارتشتاران و نظامیان"، طبقهٔ "کشاورزان و پیشه وران" و طبقهٔ "موبدان و روحانیان" که با سه رنگ "سرخ و سبز و سپید" یا همان سه رنگ پرچم ایران مشخص می‌شده‌اند، اهمیت می‌یابد.

از آتشکده‌های آن زمان می‌توان به مواردی اشاره کرد: " تخت سلیمان " آتشکده نیاسر کاشان "آتشکده آذربرزین‌مهر" آتشکده بردسوره در بخارا " آتشکده آذر شبدر بلخ " آتشکده آذرنوش آتشکده ای در بلخ که همچون آذرشب در خراسان بوده است." آتشکده باکو " آتشکده سیروان ( یا ماسبذان) در استان ایلام ، سیروان" آتشکده اردشیر " آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا "آتشکده دارابگرد "آتشکده شاهپور در قسطنطنیه "آتشکده پوران "آتشکده کرکویه "آتشکده بارنوا در جنوب ایران "آتشکده سرده در تفت یزد "آتشکده آذرباد در تبریز "آتشکده آذر گشسب یا آذر جشنس "آتشکده خوار اصفهان "آتشکده درب مهر گوهر و مهربان اصفهان "آتشگاه اصفهان"آتشکده آتشکوه محلات"

از آثار به جای مانده در دوران ساسانی می‌توان دریافت که بیشترین آتشکده‌ها در منطقه‌ی آذربایجان قرار داشته‌اند. در بیشتر این آتشکده ها اثری از خاکستر بر جای نمانده و در اصطلاح پهلوی «خودسوز» بوده‌اند. ظاهرا منبع سوخت آتش های آنها گاز نفت بوده است.

البته با توجه به نام آذربایجان نیز می‌توان آتش را در آن دریافت. آتورپات (= نگهبان آتش) که در دوره هخامنشی، شهربان این ناحیه بود، نام خود را به آن داد و این ناحیه از آن به بعد به آتورپاتکان (آذربایجان امروزی) مشهور شد.

نقش آتش یا “پرستش سو” در آیین زرتشتی

آتش در بین تمامی ملل نه تنها از نقطه‌نظر رشد و توسعه تمدن‌های بشری نقش به سزایی داشته‌است بلکه در بین اقوام و ملل گوناگون عنصری مقدس شمرده‌ شده است. به طور مثال اقوام سامی آتش را گرامی داشته‌بودند. بر اساس گفته‌های ادیان الهی و کتب مقدس ، آتش نه تنها ابراهیم نبی را نسوزاند بلکه برای او گلستان شد . موسی در کودکی و در تنور، میان آتش نشست ولی بر او گزندی نرسید و همچنین در کوه تور ، خداوند با زبان آتش بر موسی تجلی کرد و با او سخن گفت.

در آیین زرتشتی نیز آتش جایگاه ویژه‌ای دارد. در این آیین آتش نشانه‌ی مهر ایزد و پاکی بوده و بسیار مقدس است. از این رو است که در آیین زرتشتی نماز را رو به سوی آتش برگزار می‌کنند،‌ و آتش، پرستش سو یا قبله‌ی پیروان آیین زرتشتی بوده است. در این مراسم مومنان با دل و جان پاک در برابر ایزد خود و رو به آتش نماز می‌خوانند. این پیروان رو به سوی ” روشنایی” (آتش یا خورشید) ، خداوند را سپاس گفته و نیایش می کنند . زرتشتیان در کنار آتش به عناصر دیگر از جمله آب و خاک و هوا نیز به دیده‌ی احترام می نگرند و آتشکده ها را به نشانه ی مهر و پاکی در محل زندگی خود ، نگاه‌داری می کنند. از دید این مردم آتش بزرگترین پاک کننده است و در عین حال نورانی ترین عنصر به حساب می‌آید و آن را سمبل اهورا مزدا می‌دانند. ایرانیان از سال ها پیش ، آتش را به عنوان نماد موجودیت خود در نظر داشتند.

نگهداری از این آتش و سوزاندن آن نیز توسط روحانی مربوطه هر روز در وقت معینی صورت می‌گرفت و سوخت و بخورات را به همراه با نیایش بر آتش وارد می کرد. نماز ویژه آتش هنوز هم در آتشکده ها خوانده می شود.

با برپایی آتشکده ها و برگزاری نماز و همچنین پایداری در روشنایی آتش، لزوم پیدایش روحانیان یعنی موبدان آتشکده ها احساس شد. از میان این طبقه، روحانی عالی رتبه یا روحانی رییس آتشکده را در فارسی باستان بگینه پتی baginapati می خواندند. این لقب در دوره ساسانی به «مغوبد» (= بزرگ مغان) تغییر یافت.

آتشدان

برای روشن نگه داشتن آتش باید ظرف و جایگاهی‌خاص در نظر گرفته می‌شد. بدین سبب ظرفی بر روی پایه ای بلند ساخته می‌شد که باید همیشه روشن می‌بود. این ظرف «آتشدان» نام داشت. آتشدان در محرابی درون اتاق و داخل آتشکده قرار داشت. تا روحانی بتواند آن را از هرگونه آلودگی و ناپاکی مصون بدارد.

از نظر ظرافت و زیبایی و طرز ساخت آتشدان‌ها می‌توان به نمونه‌هایی که طی کشفیات باستان‌شناسی مورد مطالعه قرارگرفتند اشاره کرد. در میان بقایای کاخ های با شکوه پاسارگاد، آتشدان های خوش تراشی از سنگ سفید پیدا شده است، نوع و طرز ساخت آنها و همچنین جایگاهی که برایشان در نظر گرفته شده بود نشان از اهمیت آن در نزد شاهان هخامنشی دارد. آتشدان های پاسارگاد از نظر ظرافت کار سنگتراشی بی نظیرند اما نمونه های آن را زردشتیان در طول سده ها، به هنگام پرستش و نیایش به کار برده اند.

در حجاری های بالای آرامگاه داریوش، آتشدانی همانند آتشدان پاسارگاد روبروی نقش شاه قرار دارد که زردشتی بودن صحنه را نشان می‌دهد. نقش آتش به صورت هرمی از شعله ها از سر آتشدان زبانه می کشد. این یکی از کهن ترین نمونه‌های آتشدان است. گمان می رود نماز کردن به آتش افروخته در بلندی از آیین های ویژه شاهان زردشتی بوده است.

آتشدان‌ها در میان مردم و حاکمان آن دوران جایگاه ویژه‌ای داشت،‌ چرا که در دوره ساسانیان، آتشدان علامت ملی شد و آن را روی سکه‌های پادشاهان این سلسله ضرب کردند