کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
گفت‌و گو با هنرمندی عکاس
ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳ : توسط : علی جلالی نجف آبادی

علی جلالی نجف‌آبادی
سعید آزادی،‌ عکاس و استاد دانشگاه در رشته عکاسی و هنرهای تجسمی است. دست اتفاق ما را با وی آشنا کرد. به‌ویژه با کار ماندگارش با نام "تخت‌گاه فروغ رخشان" از او خواستیم تا با ما صحبت و گپی داشته باشد. حاصل متن زیر است:
آریانا- درباره خودت برای ما بگو،‌ چه کردی و چگونه با عکاسی آشنا شدی؟
با تشکر از مجموعه فرهنگی شما، 34 سال دارم، در رشته فرهنگ و ادب درس می‌خواندم. آن زمان در نظام آموزشی طرحی به نام کاد راه افتاده بود. قرار بود دانش‌آموزان با صنعت و فن از نزدیک آشنا شوند. من هم از پدرم خواستم تا در کارآگاه عکاسی این طرح را بگذرانم. این اولین بار بود که به صورت حرفه‌ای با این رشته آشنا شدم سپس از دانشگاه هنر فارغ‌التحصیل شدم. جسته گریخته عکاسی می‌کردم، و بیشتر به عکاسی از سازه‌های معماری علاقه‌مند بودم و هنوز هم هستم. حاصل قابل تاکید کارم، همین "تخت گاه فروغ رخشان" بود که آن را مشخصا و با هزینه شخصی به چاپ رساندم.

 


آریانا- آیا در مسابقات و رقابت‌های مربوط به عکاسی شرکت می‌کردی؟
من به داوری در رشته عکاسی چندان اعتمادی ندارم، شاید به این دلیل که این کار را بیشتر سلیقه‌ای می‌دانم تا با معیارهای خاص. البته چند بار جسته و گریخته کارهایم در چند نشریه چاپ شد.
آریانا- کدامیک از این فعالیت‌هایت اثر جدی بر کارت گذاشت؟
بنیاد پارس و پاسارگاد را دکتر شاپور شهبازی بنیاد گذارده بود. من‌هم کارهایی برای این بنیاد انجام دادم، این کارها انگیزه‌ای شد برای همین مجموعه "تخت‌گاه فروغ رخشان"
آریانا- برای عکاسی معمولا چه راهی را طی می‌کنی؟
اولین و مهم‌ترین راه در عکاسی رابطه با حوزه و سوژه ایست که می‌خواهید از آن‌ها عکس بگیرید. این رابطه به سهولت برقرار نمی‌شود. گاه چندین ماه را باید بر روی یک سوژه کار کرد تا روش ویژه عکاسی از آن را به دست آورد.
برای مثال 5 سال طول کشید تا من با ویژگی‌های سوژه‌هایی مربوط به کتاب "تخت‌گاه فروغ جاودان" آشنا شوم
آریانا- آیا به سبک خاصی در عکاسی علاقه‌مند می‌باشید؟
عکاسی هم دارای سبک‌ها و روش‌های خاص خود است. البته این اسم‌ها و سبک ها که در عکاسی مطرح می‌شوند بیشتر فرنگی‌اند. ما هنوز برای فرهنگ کشورمان سبک ویژه تدارک ندیده‌ایم.
حقیقت آن است که اقتضای شرایط کشورمان همان است که حافظ پدید آورد این حوزه بسیار درونی است. البته من بیشتر به سبک های انتزاعی و بازی با نور در عکاسی علاقه بسیار دارم. و خودم هم هنوز علت آن را نمی‌دانم.
آریانا- البته در هنرها به‌ویژه هنر اسلامی تقریبا تمام اشکال انتزاعی گردیدند. شاید علت اینکه هنر در این حوزه نتوانست تنوعی انسان‌گرایانه پیدا کند. و در همین جدایی و حالت انتزاعی در سوژه است. چه در نقاشی و هنرهای تجسمی و چه در هنر موسیقی ما این انتزاع را ملاحظه می‌کنیم. چرا باید هنر ما تا این ‌قدر انتزاعی شود ؟
البته عکاسی یک مزیت دارد و این‌که مجبور است همواره از یک واقعیت شروع کند؟
با مثالی شاید بتوانیم به این پرسش پاسخ گوییم. ببینید تا زمانی که انسان پا به غار علی صدر همدان نگذارده بود هیچ موجود زنده‌ای در آن نبود. با ورود گردشگران، نورپردازی شد و در نتیجه جلبک‌ها در همان جاهایی که نور بود شروع به رشد کردند. شرایط همواره بر روی محیط تاثیر گذار بوده است. بدین ترتیب ما نیز مانند همان نور،‌ هنگامی‌که به سوژ‌ه‌ای نگاه می‌کنیم بر آن اثر می‌گذاریم. این اثر گذاری خود را به صورت نمادها نشان می‌دهد. من فکر می‌کنم در عکاسی هم چنین است ما از چیزی چیز دیگری که جنبه درونی و هستی شناسانه دارد بیرون می‌کشیم.
آریانا- فکر می کنید توجه به این نمادها مثلا نمادهایی که در معماری ما وجود دارد می‌تواند زمینه‌ای باشد برای توجه شما به اثر و عکس برداری از آن؟
کاملا منظور من هم همین است. مثلا همین ستون هایی که مانند یک مار در هم پیچیده و به بالا رفته‌اند، به‌ویژه در آستانه ورود به خانه‌های قدیمی این ستون‌ها همواره نمادی از سلامتی بودند. ونشان از این نکته که صاحب خانه آرزوی سلامتی مهمانان خود را دارد. همین مارهای پیچ‌پیچ خود به علامت مهم پزشکی نیز تبدیل شده‌اند. آیا برای شما این پرسش مطرح نمی‌شود که ضحاک مار دوش که بود؟ و آیا سبب وجود مار بر شانه‌اش آیا نمی‌توانست در آغاز نماد سلامتی و سلامت بخشی باشد. جالب آن‌که این مخ مهری، بعدها در آیین مزدایی ساسانی به دیوی خوانخوار جوانان بدل شد ما همواره با تغییر نمادها روبه‌روییم به نظر من یک عکاس باید از معنی و مفهوم این نمادها آگاه باشد.
آریانا- آیا چیزی به نام عکاسی ایرانی داریم؟
ببینید هر هنری برای رشد خود نیاز به بستر خاصی دارد. برای مثال ما در آغاز درگیر جنگ شدیم ،‌ بعد چیزی به نام عکاسی جنگ پدید آمد، اما آیا به‌طورجدی درگیر مثلا صنعت شده‌ایم، تا به هنر آن و مثلا عکاسی در آن توجه شود؟ بنابراین این شرایط اجتماعی است که تعیین کننده بالندگی و خاموش یک هنر می‌شود.
هنر در طول تاریخ خود همواره در چنین شرایطی شکل گرفته یا نابود شده است. هنر نیاز به فضای لازم برای بالندگی دارد.
آریانا- حال بهتر است به اثر اخیر شما بپردازیم. چرا در این اثر به گل نیلوفر توجه کرده‌اید؟
در کتاب تخت‌گاه فروغ جاودان به نیلوفر توجه بسیار شده است. علت آن است که نیلوفر نماد زندگی است. تخت جمشید خود یک نماد است و باید رمز گشایی شود. اغلب شرق شناسان با روح تخت جمشید رابطه برقرار نکرده‌اند. نیلوفر گل مرداب است. گلی که بر سطح آب پدید می‌‌آید. حتی شالی‌ستون یعنی پایه ستون‌های تخت‌جمشید گل نیلوفر باز شده است و در بالای همین ستون‌ها گل نیلوفر طراحی شده است. در حقیقت در جای جای تخت جمشید شما اثری از این گل را ملاحظه می‌کنید. رمز تخت جمشید را باید از طریق گل نیلوفر بازگشایی کرد.
آریانا- جالب آن است که مولانا در یکی از غزل‌هایش توصیفی می‌کند از یک حمام که در پایین آن آتش و گناه و جهنم است ولی همین آتش و گناه نیروی زاینده پاکی را در بالای حمام پدید می‌آورد. شاید بتوان همین رابطه را در مورد نیلوفر یعنی گل مرداب بیان کرد. این یک پارادوکس بسیار حیرت‌انگیز اما بسیار جذاب میان گناه و صواب است آیا می‌توان چنین تحلیلی را در مورد گل نیلوفر بیان کرد؟.به‌ویژه آن‌که این اندیشه برآمده از آئین مهری است.
کاملا به‌نظر درست می‌آید. این جالب است که گلی به این زیبایی بر روی لجنی بدبو شکل می‌گیرد این باید پیامی داشته باشد.
آریانا- آیا در زمینه عکاسی همکارانی دارید؟
من تنها عکاسی می‌کنم،‌ پروژ‌های عکاسی من بدین دلیل طولانی می‌شود که لازم است رابطه‌ای خاص با سوژه برقرار کنم. اما مشکل این‌جاست که علی‌رغم تمام کوشش‌هایی که انجام دادم نتوانستم، تشکیلات متولی این فعالیت‌ها را، نظیر سازمان میراث یا وزارت ارشاد، قانع به همکاری و همیاری با خودم بکنم. در برخورد با آن‌ها تنها حرف شنیدم و هیچ حمایت عملی از من نشد.
آریانا- آیا ظرفیت‌هایی در این تشکیلات وجود داشتند که ارزش کار شما را درک کنند؟
در این زمینه حتی در نزد مدیران ارشد این تشکیلات رفتم اما هیچ واکنشی نسبت به آثار خود در آن‌ها ندیدم.
آریانا- در مورد تشکل‌ها و انجمن‌ها آیا این نوع از نهادها می‌توانند در فعال کردن نیروهای هنری جوان ما موثر باشند؟
در مورد تشکل‌ها باز هم موضوع آن است که پیش از اینکه برای عکاسی حساسیت به خرج دهیم، برای خودمان این حساسیت را بروز می‌دهیم
آریانا- در مورد بازار آیا می‌توان توجه بازار را به این هنر جلب کرد؟
در مورد بازار هم باید بگویم اثر خوب باید برایش تبلیغ شود، جایزه بگیرد،‌ تا مورد توجه عموم قرار بگیرد. هر چه اثر بیشتر مطرح شود امکان فروش بهتر آن بیشتر می‌شود. ضمن آن‌که ما محدودیت زیادی داریم، ما در ایران تنها عکاس نیستیم باید تمام نقش‌ها را بازی کنیم بدین ترتیب دیگر زمانی باقی نمی‌ماند که به دیگر کارها بپردازیم. در مورد ناشران آثارمان نیز باید بگویم آن‌ها بیشتر به بازار توجه دارند تا ماهیت هنری اثر. ضمن آن‌که بسیاری از ناشران در بسیاری از آثاری که چاپ می‌کنند دخل و تصرف می‌کنند.
- چه اقداماتی در چه نهادهایی باید انجام دهند که بتوان با عکاسان و هنرمندان رابطه برقرار کرد و آثار آن‌ها معرفی نمود؟
در مورد چاپ همین کتاب به 25 نهاد رسمی نامه دادم نمونه کتاب را فرستادم،‌خودم شخصا حضور پیدا کردم، از این 25 سازمان حتی یکی نیز به این فعالیت و اثر توجه نکرد. من به عنوان یک شخص زندگی‌ام را وقف این کار کردم حتی ماشین خود را فروختم تا این کار بیرون آمد. هنگامی که در نزدیکی از این مدیران سخن از این گفتیم که مشابه این اثر ده اثر دیگر را در مورد همدان،‌ شیراز، غارعلی‌صدر، ‌راه ابریشم، .... و غیره آماده کرده‌ام. از این کارها حمایت کنید! در شرایطی که به قول شما تهاجم وجود دارد. و فیلم‌هایی چون سیصد می‌سازند، بیایید حمایت کنید. شما بودجه‌هایی دارید که می‌توانید چنین مجموعه‌هایی را در سطح جهانی توزیع کنید. آن‌هم در شرایط سازمان میراث بودجه‌اش چندین برابر شده است. هیچ توجهی نکردند.
آریانا- نقش مجله‌ای چون ما چگونه باید باشد؟
بسیار زیاد چرا که حداقل می‌تواند نوع کار ما را معرفی کرده و نقد کند. بدین ترتیب حداقل حوز‌ه‌ای جدید برای فعالیت ما پدید می‌آید و شرایطی ایجاد می‌شود که می‌توانیم زمینه را برای رابطه مستقیم با مخاطبین خود برقرار سازیم. شما می‌توانید زمینه ساز رابطه گسترده‌ای با مخاطبان آثار ما باشید،‌ ضمن آن‌که پیام ما را به این مسئولان برسانید. تا آن‌ها به نقش و مسئولیت خود بیشتر واقف باشند.
من تا چه حد می‌توانم انرژی خود را صرف ارتباطات کنم؟ حداقل کار شما می‌تواند این باشد که اندکی ما را امیدوار کنید که باز هم کوشش کنیم.
آریانا- ما هم از حضور جناب‌عالی در دفتر و انجام این مصاحبه متشکریم و امیدواریم دست‌اندرکاران و مسئولان کشور ارزش این فعالیت‌ها را بدانند