کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
شهری کوچک با شهرتی عالم‌گیر
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۳ : توسط : علی جلالی نجف آبادی

 

علی جلالی نجف آبادی

سال­هاست که شاهد مراسم باشکوهی در شهر کوچک قونیه هستیم. این مراسم بزرگداشت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی رومی است که در نوع خود بسیار جالب و سرگرم کننده بوده و در بین تمامی ملل از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است. شاید در ذهن برخی از هموطنان این فرضیه‌ی غلط شکل گرفته باشد که کشور ترکیه با اجرای چنین بزرگداشتی، ادعای مالکیت این میراث کهن و با ارزش را به خود اختصاص بدهد. اما باید گفت که چنین نیست و نمی‌تواند باشد. چراکه این شخصیت بزرگ تاریخی، یکی از میراث‌های جهانی به حساب آمده و برگزاری بزرگداشت آن به قوم و ملت خاصی بر نمی‌گردد. با این حال باید گفت که ما ایرانیان به عنوان کسانی که مولانا در کشورشان به دنیا آمده و اشعار خود را به این زبان و در بستر چنین فرهنگی به ورطه ظهور رسانده خرسند و خشنود هستیم ولی با توجه به حجم عملکرد و تبلیغاتی که در کشور همسایه و دوست ما ترکیه صورت می‌گیرد باید به جد از تبلیغات و تلاشی که این همسایگان محترم انجام داده‌اند سپاسگذار باشیم و شاید لازم باشد به جای ایراد گله و سخنانی که شایسته نیست، این واقعیت را بپذیریم و کوتاهی خودمان را با خرده گرفتن از دیگران توجیه نکنیم.

در ادامه این نوید را می‌دهیم که به‌زودی اطلاعات جامع و کامل‌تری، در قالب یک ویژه‌نامه در اختیار خوانندگان محترم قرار خواهد گرفت.

مختصری از تاریخ قونیه

قونیه از دوران ماقبل تاریخ محل زندگی بوده است در قونیه و حوالی آن به آثار زیادی از دوران پالیولیتیک (عصر حجر قدیم، دوران سنگ‌های سخت). (10000 تا 15000 سال قبل از تاریخ) تولولیتیک دوران سنگ‌های شفاف (5000تا 7000) سال قبل از میلاد)، کانکولیتیک (دورانی بین سنگ‌های شفاف و دوران سنگ مس.) (3000 تا 5000 سال قبل از میلاد) و دوران سنگ‌‌های معدنی مثل سنگ مس و برنز برخورد شده است.

قونیه از 7000


سال قبل از میلاد محل زندگی بوده و برای بسیاری از تمدن‌ها نقش گهواره‌ای داشته است. اگر ایجاد و استفاده از خط که به 3500 قبل از میلاد برمی‌گردد را به خاطر آوریم. می‌توانیم بگوییم که قونیه یکی از قدیمی ترین مراکز زندگی محسوب می‌شود.

در قرن ششم قبل از میلاد اسکندر بزرگ سلوکوس‌ها و پادشاهی برگاما و در 395 سال قبل از میلاد امپراطوری رم در قونیه و در اطراف آن حاکم بوده‌اند. در اوایل قرن هفتم میلادی ساسانی‌ها و باز در اواسط همین قرن امویان به فرماندهی معاویه قونیه را به طور موقت اشغال کرده‌اند. قونیه تا قرن دهم میلادی یک ایالت بیزانس به شمار می‌رفت و بعد در اختیار عرب‌های مسلمان قرار گرفته است. تا قبل از پیروزی جنگ مالازگرد، سلجوقیان اولین مهاجمین ترک بوده‌اند که به قونیه آمده‌اند(1069).

آلپ ارسلان، سلطان سلجوقی بزرگ،‌ در سال 1701 دروازه‌های آناتولی را به روی ترک‌ها باز کرد. سلطان آلپ ارسلان پس از پیروزی به فرماندهان خود فتح تمام مناطق آناتولی را دستور داد. قونیه توسط کوتالمش اوغلو (کوتالمش زاده) سلطان سلیمان شاه فتح شد.

ف- بارباروس امپراطور آلمان در دوران جنگ‌های صلیبی سوم،‌ علی‌رغم محاصره کردن قونیه (18مه 1190) نتوانست قلعه‌ای را که قلیچ ارسلان دوم از آن دفاع می‌کرد را فتح کند و پنج روز بعد مجبور به عقب‌نشینی شد.

قونیه در سال 1467 جزء اراضی عثمانیان شد و امروز به عنوان یکی از بزرگترین و مهم‌ترین شهرهای جمهوری ترکیه، برای انتقال گذشته باشکوهش به نسل‌های آینده به سرعت در حال توسعه است.

مولانا جلال الدین محمد رومی

مولانا جلال الدین محمد رومی مرد اندیشه و علم می‌باشد که صدها سال است که دنیا را تحت تاثیر خود قرار داده و با اندیشه های خود را روشن‌سازی انسانیت نقش موثری داشته است. سفری که از بلخ شروع شده و در قونیه خاتمه پیدا کرده است،‌ بزرگ‌ترین مرد عاطفه و بزرگ‌ترین هنرمند تاریخ بشریت را برای قونیه به ارمغان آورده است. قونیه با فلسفه او به یک شهر صلح‌، امنیت و تفاهم تبدیل کرده است.

امروز آثار او به نام‌های دیوان کبیر، فیه‌ما فیه، مکتوبت و مجالس سبا در کنار مثنوی نوربخش هزاران قلب می‌باشد و پیام‌های او را به ؟ د گوشه و کنار دنیا در حال انعکاس است.

موزه مولانا

مکان درگاه مولانا که امروز به عنوان موزه مورد استفاده می‌باشد،‌ باغچه گل سرای سلجوقیان بوده است که از طرف سلطت علاء‌الدین کیقباد به بهاء‌الدین ولد پدر مولانا که سلطان علما نامیده می‌شد هدیه گردید. علاء الدین ولد که در سال 1231 وفات کرد،‌ در مکان امروز تربت دفن شده است بعد از وفات مولانا جلال‌الدین محمد رومی در 17 دسامبر 1237 پسر مولانا سلطان ولد بنا به خواسته متقاضیان بر روی مقبره مولانا بارگاه ساخت.

یکی از وزیراندوران سلجوقی به نام امیر پروانه، به اتفاق همراهانش با سرمایه هنگفتی بر روی مقبره مولانا یک گنبد مخروطی که با کاشی تزئین شده بود ساخت. معماران این گنبد بدرالدین تبریزی می‌باشد. درگاه مولوی و آرامگاه در سال 1926 تحت عنوان(موزه آثار عتیقه قونیه) به عنوان موزه شروع به کار کرد. در سال 1954 در فعالیت‌های نمایش و تنظیم موزه تجدید نظر به عمل آمد و نام موزه به موزه مولانا تغییر یافت. راه ورود به حیات موزه دروازه درویشان می‌باشد در طول جوانب غرب و شمال حجره‌های درویشان قرار گرفته است. این حجره‌ها توسط پادشاه مراد سوم در سال 1584 به منظور اقامتدرویشان ساخته شده است. بعضی از این حجره‌ها امروز به عنوان اداره مورد استفاده می‌باشد. دو عدد از این حجره‌ها به عنوان اتاق پوست نشین و اتاق مثنوی خوان با اشیاء اصلی مورد نمایش است و در اتاق آخر کتاب‌های مرحوم عبدالباقی گل پینارلی و دکتر محمد اوندر قرار دارد. در سمت جنوبی موزه آشپزخانه وجود دارد که تا موزه شدن مقبره احتیاج غذایی از آن‌جا تامین می‌شده است و در سال 1990 با تعمیر و مانکن گذاری به صورت امروزی در آمده است. بعد از آشپزخانه و مقبره خرم پاشا دروازه خاموشان واقع شده است که به سمت قبرستان سه تایی باز می‌شود. (در این قبرستان سه تن از جوانمردان خراسان دفن شده،‌ به همین دلیل نام سه تایی می باشد وسط باغچه محل سما خانه می‌باشد و در کنار آن اتاق تلاوت با دروازه‌های چوبی واقع شده است. این اتاق پر از آثار خطی می‌باشد. در این مکان یک دروازه نقره‌ای وجود دارد ه توسط فرزند حسن پاشا سوکولو محمد پاشا در سال 1599 ساخته شده است و از دروازه راهی است به حضور پیر که محل ؟ نزدیکان مولانا می‌باشد. در این مکان دو ویترین قرار دارد که در میان آن‌ها قدیمی‌ترین نسخه‌های مثنوی و دیوان کبیر به نمایش گذاشته شده است. در زیر این صندوق بزرگ پدر مولانا، سلطان العما بها‌الدین ولد دفن شده است. این صندوق که از شاه اثرهای کار چوب سلجوقیان می باشد در زمان قانونی سلطان سلیمان از روی مقبره مولانا به این مکان انتقال داده شده است. صندوق حضرت مولانا نیز با تنه عتیقه،‌ تزئینات هندسی و نباتی یکی دیگر از آثار کار چوب می‌باشد که شبیه صنعت سم چوب می‌باشد. یکی دیگر از صندوق‌ها موجود در آرامگاه مربوط به مظفرالدین امیر عالم چلبی و دیگر مربوط نوه مولانا جلاله خاتون می‌باشد که با هنر کاشی تزئین شده‌اند. مزارهای دیگری که از این آرامگاه موجود می‌باشدبه ترتیب به چلپی حسام‌الدین، بای تیمور‌، اوغلو شیخ کرام الدین، امیر شمس‌الدین یحیی،‌دختر مولانا ملکه خاتون و دیگر جوانمردان خراسان مربوط می باشد. در پائین پای جوانمردان خراسان کاسه‌نیسان جای گرفته است که برای حکمران ایلخانی، ابوسعید بهادر ساخته شده است.

تکیه خانه‌ها طوری تنظیم شده که در کنار سماخانه همیشه یک مسجد و در سوی دیگر آن،‌ تربت ساخته شده است. پوشش روی آرامگاه که به شکل گنبد ستاره‌دار تزئین شده و تزئینات روی دیوارها یک معنای درونی می دهد. تا سال 1926 که درگاه به عنوان موزه باز شد،‌ مراسم سما در سماخانه‌ای که توسط قانونی سلطان سلیمان در قرن 16 ساخته شده بود برگزار می‌شد. در سماخانه،‌ کرسی نعت و محل نشستن موزیسین‌ها یعنی حجره مطرب با حالت اصلی خود نگهداری می‌شود و باز در این مکان آثار چوبی و فلزی و آلات موسیقی مولوی به نمایش گذاشته شده است.

در حیاط این آشیانه حضور یک حوض سربسته با فوران آب که توسط سلطان سلیم در سال 1512 ساخته شده است، به نام حوض شب عرس و در سمت شمالی حیاط شیرآب سلسبیل واقع شده است که به موزه زیبایی خاص می‌بخشد.

مرکز فرهنگی موزه مولانا

مرکز فرهنگی موزه مولانا در فاصله یک کیلومتری موزه مولانا قرار دارد و از نظر موقعیت به قبرستان سه تایی نزدیک‌تر است. مرکز فرهنگی مولانا با مساحتی در حدود 10000 متر مربع، ظرفیت و توانایی برگزاری تمام برنامه‌هایی که در قونیه انجام می‌شود را دارد. این مرکز فرهنگی محتوی دو سالن مذاکره سرباز و سرپوشیده (سماخانه)، سالن‌های نمایش، کافه تریا،‌ کتابخانه، مرکز تحقیقات، سالن‌های کنگره و نمایش و مکان‌های مختلف دیگر می‌باشد و هر ساله در سال دسامبر،‌ در زیر بزرگ‌ترین قندیل دنیا،‌ یعنی مرکز فرهنگی،‌ مراسم یادبود مولانا جلال الدین محمد رومی برگزار می‌گردد. این مرکز با برگزاری فعالیت‌های فرهنگی در طول سال،‌ نفس تازه‌ای برای جهانگردی قونیه بوده و با احتشام خود دقت تمام دنیا را به سوی خود جلب نموده است.

تربت و مسجد شمس تبریزی

بزرگترین تحول زندگی مولانا جلال‌الدین محمد رومی،‌ ملاقات ایشان با شمس تبریزی می‌باشد. تا آن زمان مولانا در مساجد و مدارس درس می‌داد و وعظ می‌کرد اما بعد از آن تاریخ تماما تغییر می‌کند.

شمس تبریزی در تبریز متولد شده و نام ایشان مولانا محمد است. جستجوی معنوی حضرت مولانا با روبه رو شدن با ایشان خاتمه می یابد. کسی بود ه نه به دنیا و نه به طرز لباس پوشیدن اهمیت می‌داد و در طول سه سال ونیم برابری با مولانا،‌ افق‌های جدیدی در زندگی مولانا، ‌بازکرده است و او را عاشق کامل حق ساخته است. مولانا دوت خود شمس را فراموش نکرده و دیوان(دیوان شمس) را نوشته و به ایشان اهدا نموده است. امروزه در قونیه مسجد شمس تبریزی که به عنوان مکان و مقام شمس شناخته شده و قبل از مرقد مولانا زیارت می‌شود اولین بار در قرن 13 ساخته شده است. بنای امروز به همراه مسجد در سال 1510 توسط عبدالرزاق اوغلو اسحاق بی، ترمیم و توسعه داده شده است. اما این‌که از طرف چه کسی ساخته شده است مشخص نیست. این تربت به مسجد متصل بوده،‌ از داخل دارای سقف و از بیرون به شکل یک طنبور 8 ضلعی پوشیده شده است در حالی‌که بر روی آن کلاهی به شکل هرم قرار دارد.

در قونیه مدارس و مساجدی وجود دارد که مربوط به دوران‌های ختلف می‌باشد و انعکاس کننده احتشام و شفافیت آن زمان می‌باشد.

تربت ملا نصرالدین (آق شهر)

فیلسوف بزرگ و استاد مزاح ملانصرالدین، در سیوری حصار متولد شده و بعد به آق شهر آمده و ساکن می‌شود و در همین جا با حیات خود ودا می‌کند. ملانصرالدین کسی است که موقع خنداندن در اصل به فکر انداختن را مبنای کار گرفته بود. تربتش در شرق حصار شهر آق شهر در قبرستانی به نام خود ایشان می‌باشد. بر روی تربت ملانصرالدین ترمیمات زیادی انجام گرفته و باعث شده است که تربت شکل اصلی خود را از دست بدهد.

اما نمای امروزی آن در سال 1905 توسط بخشدار آق شهر، آقای شکرو ساخته شده است. از بنای قدیمی فقط تربت اصلی که در وسط باقی مانده است. این مقبره صندوقی از مرمر می‌باشد که بر روی آن سنبل زندگی استاد خنده ملانصرالدین، تاریخ درگذشت ایشان که 638 ه. (1284 میلادی) می‌باشد،‌ به صورت برعکس یعنی به شکل 386 نوشته شده است