کلون (قفل! یعنی که کلیدی هم هست)

نوشته‌های علی جلالی نجف آبادی
 
گشتم، نبود، نگرد، نیست
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۳ : توسط : علی جلالی نجف آبادی

علی جلالی

نوروز فرارسید و با آغاز فصل رویش و نو شدن طبیعت، طبق سنتی دیرین گروه های مختلف مردم خود را برای سفر به نقاط مختلف آماده می کردند. هر گروه با برنامه و تدبیرخاص بدنبال تدارک سفر بودند. عده ای برای اقامت کوتاه مدت خود خانه بستگان را هدف قرارداده تا از موهبت پذیرایی و مهمان نوازی خاص آنها بهرهمند شوند. برخی نیز می دانستند که این پذیرایی بستگی به میزبانی قبلی آنها دارد. اما در این میان کسان زیادی هم بودند که ترجیح می دادند از چادرها و امکانات سفری که به همراه داشتند در گوشه و کنار پارکها و کمپهای اقامتی ساکن شدند. گروهی دیگر نیز به هتلها و مسافرخانه ها روی آوردند و در آنجا برای خود ماوایی تهیه دیده بودند.
من هم که مسافر خارج از کشور بودم برای اقامت خودم ترجیح دادم تا در یکی از هتلهای شهر مورد نظرم ساکن شوم. یکی از دلایل این تصمیم این بود که مقایسه ای بین هتلهای کشورم و هتلهای دیگر کشورها به دست بیاورم. خوب به هر حال دیدن هتلهای شهر لاس وگاس و هتلهای دیدنی در اروپا و مالزی و دبی من را ترغیب می کرد تا یک ارزیابی کلی از هتلهای کشورم داشته باشم، از این رو به برخی از شهرها سفر کردم و در بخی از هتلها ساکن شدم.
شاید برایتان جالب باشد و بخواهید بدانید به چه نتیجه ای رسیده ام؟! در جواب بهتر است بطور خلاصه و در یک جمله بگویم؛ "گشتم، نبود، نگرد، نیست". اگر چیزی قابل مقایسه ای پیدا نکرده ام، دلیل چندان پیچیده ای ندارد. تنها کافیست از خود سئوال کنید، طی این دو سه دهه گذشته چه مقدار سرمایه گذاری برای تأسیس و بازسازی هتلها اختصاص یافته است؟ آنهم در شرایطی که هتل و هتلداری یکی از واجبات و زیرساختهای اصلی در این صنعت بزرگ و پولساز در جهان به حساب می آید. نمی دانم این بی توجهی از کجا نشأت می کیرد! اما آنچه می توان حدس زد آنست که بظاهر توجهی به سرمایه گذاری در این رشته مهم نشده است.
شاید بهتر باشد تا از این حرفها بگذریم و به مسئله هتلها بپردازیم. آنزمانی که در غرب و یا آسیا ساکن بودم فضای خاصی را در زمینه ایجاد رقابت بین هتلها احساس می کردم. نحوه معماری و نورپردازی و امکانات جانبی به شکلی طراحی و ساخته شده بود که جذابیت خود را حفظ کند. شاید به جرأت بتوان گفت شهری مثل لاس وگاس هیچ جاذبه ی زیبا و جالبی در حوزه طبیعت و تاریخ ندارد و تنها چیزی که مردم را به سمت این شهر جلب کرده است وجود هتلها و امکانات جانبی و معماری خیره کننده آنها است. توجه به نوآوری در معماری و سازه های منحصر به فرد و امکانات تفریحی گوناگون، این شهر را با ورود سالانه 40 میلیون گردشگر روبرو کرده است. این رقم در مقایسه با کشور ما که دارای جاذبه های گوناگون و بی نظیر گردشگری است، تفاوتی فاحش به نظر می آید. این یک واقعیت است، اما باید آن را قبول کرد.
البته می دانم در ذهن تیزبین شما خواننده عزیز چه می گذرد! حتما می گویید خوب وجود آن هتلها و آن امکانات حاشیه ای در فرهنگ و ساختار دینی کشور ما جایی ندارد. اما در جواب باید بگویم که در همین شهر لاس وگاس هم هتلهای خانوادگی با تمامی امکانات پیشرفته و جاذبه های زیبای معماری و نورپردازی به همراه برنامه های سیرک و نمایش حیوانات و بازدید از آکواریوم های بزرگ آبزیان وجود داشته و این بخش از بازار را نیز برای جذب خانواده ها حفظ کرده است. برای نمونه می توان به دیزنی لند لاس وگاس اشاره کرد.
چرا راه دور برویم، بهتر است اندکی توجه به اطراف کشور خودمان داشته باشیم و به کشور خشک و بی آب و علفی که در همسایگی ما قراردارد نظر بیاندازیم. در جایی که زمانی بیابان خشک و سوزان بود امروزه می توان با مجموعه ای از بهترین برجها و هتلهای مدرن به همراه حضور جاذبه های خاص در آنها که بر اساس نگرشها و علایق ملل و مردم مختلف در نظر گرفته شده است، مرکزی برای جذب گردشگر پدید آمده، به طوریکه این کشور کوچک را به یکی از موفقترین کشورها در جذب گردشگر تبدیل کرده است. این در حالی است که کشور امارات متحده عربی ماهیت و موجودیتی اسلامی دارد و مردم آن اکثرا مسلمان بوده و ارزشهای اسلامی نیز جایگاه خاص خود را دارند. البته باید بگویم در مدت اقامتم در هتلهای ایرانی چیزی که شاهد آن بودم، هتلهایی بودند که می توان گفت فقط اغلب جهت خواب و اسکان مسافران در نظر گرفته می شوند و کمترین دخالتی در ایجاد جاذبه برای مسافران ندارند. این در حالی است که در این امیر نشین کوچک، هتل برج العرب با ارتفاع این هتل۳۲۰.۹۴ متر (۱۰۵۲ فوت) به شکل بادبان کشتی که تنها هتل 7ستاره دنیا نیز به حساب می آید از یک سو و از سوی دیگر ساخت پروژه هایی همچون هتل زیردریایی و طرح های مدرن و پیشرفته جدید برای جذب هرچه بیشتر جهانگردان می رود تا این نقطه از آسیا را به مرکز جذابی برای گردشگری آنهم با رویکردی اسلامی و دور از ناهنجاریهای موجود در غرب تبدیل کند.
شاید بار دیگر ذهن درگیر شما خواننده عزیزم را خوانده باشم، اینطور نیست؟ بله من هم مثل شما به این مطلب فکر کرده ام که این کشور با وجود نفت گران چرا باید برای جذب جهانگرد خارجی اینقدر تلاش کند؟
شاید بتوان جواب آن را در رشد سریع و زمینه سازی حضور سرمایه گذاران در بخشهای دیگر دانست. چراکه جاذبه های اقامتی و تفریحی و امکانات مدرن و زیباسازی مکانهای شهری در هر نقطه از دنیا به خودی خود در ایجاد انگیزه برای جذب سرمایه گذاران و شرکتهای طراز اول دنیا موثربوده و مدیران آنها را به سفر و اقامت در آن منطقه ترغیب می کند. به این دلیل است که پولها و سرمایه ها مدام بسوی این امیر نشین کوچک و خشک و بی آب وعلف سرازیر می شوند. همه اینها در حالی است که هتلهای ما نقش خود را برای جذب مسافر و گردشگر از دست داده و بیشتر به مسافرخانه های محلی شبیه شده اند.
باز هم سئوال مطرح شده در ذهنت را خواندم. بله همینطور است، با توجه به این مسائل باز هم در کشور ما برای مدت فصل سفر، جای خالی برای اقامت بسیاری از مسافران پیدا نمی شود. اینکه در برخی از فصول هتلها خالی هستند و در برخی وقتها جا برای اقامت پیدا نمی شود نیز دلایلی دارد که درجای دیگری مطرح خواهم کرد. در پایان باید بگویم نمونه های دیگری از این نوع رویکرد در کشورهای مسلمان دیده می شود. به طور مثال می توان به کشور مالزی اشاره کرد که بزرگترین هتل دنیا را از نظر تعداد اتاق در خود جای داده است. هتل First World Hotel دارای 6118 اتاق بوده و درحدود 2000 کارمند دارد که تقریبا در ماه حدود 250000 نفر مسافر را در خود جای می دهد. با توجه به این مطالب باید منتظر بود و دید که چه وقت(!) و چه زمانی به صنعت پردرآمد و پولساز گردشگری که از نظر وسعت اولین و از نظر درآمد و سودآوری دومین صنعت دنیا به حساب می آید توجه لازم خواهد شد.
به هر حال بعد از اتمام تعطیلات و در راه بازگشت به خانه به یاد جمله ای از شیخ محمد اماراتی افتادم که گفته است: " هر کسی که برای تغییر آینده تلاش نمی کند همیشه در قید زندان گذشته باقی خواهد ماند" .
خاطرات یک همسفر